پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

shaky

لرزنده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • لرزنده
  • لرزان
  • متزلزل

معنی و کاربرد

  1. لرزنده

    adjective — صفت
    English meaning

    Trembling or shaking; unsteady.

    توصیف

    • His voice was shaky with emotion.

      صدایش از هیجان لرزنده بود.

    • She took a shaky step forward.

      او گامی لرزنده به جلو برداشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • trembling
  • quivering
  • unsteady

متضادها (انگلیسی)

  • steady

واژه‌های مرتبط