پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

shapely

خوش‌اندام به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خوش‌اندام
  • خوش‌ترکیب
  • خوش‌قد

معنی و کاربرد

  1. خوش‌اندام

    adjective — صفت
    English meaning

    Having an attractive, well-proportioned body or figure.

    دارای اندام زیبا

    • She was a tall, shapely woman.

      او زنی بلندقد و خوش‌اندام بود.

    • The dancer had a shapely figure.

      رقاص اندامی خوش‌اندام داشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • well-proportioned
  • curvy
  • graceful

متضادها (انگلیسی)

  • shapeless
  • awkward

ترکیب‌های رایج

  • shapely figure
  • shapely legs

واژه‌های مرتبط