انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
shapely
خوشاندام به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خوشاندام
- خوشترکیب
- خوشقد
معنی و کاربرد
خوشاندام
adjective — صفتEnglish meaningHaving an attractive, well-proportioned body or figure.
دارای اندام زیبا
She was a tall, shapely woman.
او زنی بلندقد و خوشاندام بود.
The dancer had a shapely figure.
رقاص اندامی خوشاندام داشت.
هممعنیها (انگلیسی)
- well-proportioned
- curvy
- graceful
متضادها (انگلیسی)
- shapeless
- awkward
ترکیبهای رایج
- shapely figure
- shapely legs