پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

shattered

متلاشی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • متلاشی
  • ازهم‌پاشیده
  • نابود

معنی و کاربرد

  1. متلاشی

    adjective — صفت
    English meaning

    Broken into pieces; destroyed or falling apart.

    از هم پاشیده و نابود شده

    • The building was shattered by the blast.

      ساختمان با انفجار متلاشی شد.

    • His hopes were shattered.

      امیدهای او متلاشی شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • ruined
  • disintegrated

متضادها (انگلیسی)

  • intact

واژه‌های مرتبط

  • destroy