انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
shattered
متلاشی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- متلاشی
- ازهمپاشیده
- نابود
معنی و کاربرد
متلاشی
adjective — صفتEnglish meaningBroken into pieces; destroyed or falling apart.
از هم پاشیده و نابود شده
The building was shattered by the blast.
ساختمان با انفجار متلاشی شد.
His hopes were shattered.
امیدهای او متلاشی شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- ruined
- disintegrated
متضادها (انگلیسی)
- intact
واژههای مرتبط
- destroy