پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

shell

پوسته به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پوسته
  • صدف
  • لاک

معنی و کاربرد

  1. پوسته

    noun — اسم
    English meaning

    The hard outer casing of an egg, nut, or seed.

    پوشش سخت بیرونی

    • The egg shell cracked easily.

      پوسته تخم‌مرغ به‌آسانی شکست.

    • He removed the shell of the nut.

      او پوسته فندق را برداشت.

  2. صدف

    noun — اسم
    English meaning

    The hard outer covering of a mollusc.

    پوشش سخت جانور نرم‌تن

    • She collected shells on the beach.

      او در ساحل صدف جمع کرد.

    • The snail retreated into its shell.

      حلزون به درون صدفش عقب نشست.

شکل‌های واژه

plural
shells

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • casing
  • husk
  • crust

ترکیب‌های رایج

  • egg shell
  • sea shell

واژه‌های مرتبط

  • crust