پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

shine

تاباندن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تاباندن
  • درخشاندن
  • پرتو افکندن

معنی و کاربرد

  1. تاباندن

    verb — فعل
    English meaning

    To cause to shine; to radiate or reflect light.

    در باب نور افکندن

    • The sun shone brightly.

      خورشید درخشان تابید.

    • She shined the light on the wall.

      او نور را بر دیوار تاباند.

شکل‌های واژه

past
shone

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • gleam
  • radiate

واژه‌های مرتبط

  • تابان