انگلیسیبه فارسیverb — فعل
shine
تاباندن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تاباندن
- درخشاندن
- پرتو افکندن
معنی و کاربرد
تاباندن
verb — فعلEnglish meaningTo cause to shine; to radiate or reflect light.
در باب نور افکندن
The sun shone brightly.
خورشید درخشان تابید.
She shined the light on the wall.
او نور را بر دیوار تاباند.
شکلهای واژه
- past
- shone
هممعنیها (انگلیسی)
- gleam
- radiate
واژههای مرتبط
- تابان