انگلیسیبه فارسیverb — فعل
shine
درخشیدن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- درخشیدن
- تابیدن
معنی و کاربرد
درخشیدن
verb — فعلEnglish meaningTo give out or reflect bright light.
نور دادن
The sun shines brightly.
خورشید بهروشنی میدرخشد.
Her eyes shone with joy.
چشمانش از شادی درخشید.
شکلهای واژه
- past
- shone
هممعنیها (انگلیسی)
- glow
- gleam
- sparkle
متضادها (انگلیسی)
- dull
ترکیبهای رایج
- shine brightly
واژههای مرتبط
- درخشش