انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
shoe
کفش به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کفش
معنی و کاربرد
کفش
noun — اسمEnglish meaningA covering for the foot, usually made of leather or fabric, with a sturdy sole.
پوشاک پا
I bought a new pair of shoes.
یک جفت کفش نو خریدم.
These shoes are too small for me.
این کفشها برای من خیلی کوچک است.
Take off your shoes before entering.
قبل از ورود کفشهایت را در بیاور.
شکلهای واژه
- plural
- shoes
هممعنیها (انگلیسی)
- footwear
- sneaker
ترکیبهای رایج
- pair of shoes
- running shoes
- shoe store
یادداشت کاربرد
واژهٔ shoe هم برای کفش معمولی و هم برای انواع کفش ورزشی به کار میرود.