پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

short

کوتاه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کوتاه
  • قدکوتاه

معنی و کاربرد

  1. کوتاه

    adjective — صفت
    English meaning

    Measuring a small distance from end to end.

    در معنای طول کم

    • She has short hair.

      او موی کوتاه دارد.

    • It is a short walk to the park.

      تا پارک راه کوتاهی است.

  2. کوتاه

    adjective — صفت
    English meaning

    Lasting only a little time; brief.

    در معنای زمان کم

    • We had a short meeting.

      جلسهٔ کوتاهی داشتیم.

    • He gave a short answer.

      او پاسخ کوتاهی داد.

شکل‌های واژه

comparative
shorter
superlative
shortest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • brief
  • concise
  • small

متضادها (انگلیسی)

  • long
  • tall

ترکیب‌های رایج

  • short story
  • short time
  • in short

واژه‌های مرتبط