پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

shortness

کوتاهی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کوتاهی
  • قصور

معنی و کاربرد

  1. کوتاهی

    noun — اسم
    English meaning

    The state of being short, or a failure to do what is required.

    کم‌کاری یا نارسایی

    • His shortness of breath worried the doctor.

      کوتاهی نفس او پزشک را نگران کرد.

    • The failure was due to his negligence.

      این ناکامی به کوتاهی او مربوط بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • negligence
  • shortfall
  • brevity

متضادها (انگلیسی)

  • diligence
  • length

ترکیب‌های رایج

  • shortness of breath
  • neglect of duty

یادداشت کاربرد

کوتاهی هم به معنی کوتاه بودن و هم به معنی کم‌کاری است.

واژه‌های مرتبط

  • neglect