انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
shortness
کوتاهی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کوتاهی
- قصور
معنی و کاربرد
کوتاهی
noun — اسمEnglish meaningThe state of being short, or a failure to do what is required.
کمکاری یا نارسایی
His shortness of breath worried the doctor.
کوتاهی نفس او پزشک را نگران کرد.
The failure was due to his negligence.
این ناکامی به کوتاهی او مربوط بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- negligence
- shortfall
- brevity
متضادها (انگلیسی)
- diligence
- length
ترکیبهای رایج
- shortness of breath
- neglect of duty
یادداشت کاربرد
کوتاهی هم به معنی کوتاه بودن و هم به معنی کمکاری است.
واژههای مرتبط
- neglect