انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
sight
دید به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دید
- بینایی
- منظره
معنی و کاربرد
دید
noun — اسمEnglish meaningThe ability to see, or something that is seen.
قدرت بینایی یا منظره
His sight improved after the operation.
بینایی او پس از عمل بهتر شد.
The mountains were a beautiful sight.
کوهها منظرهای زیبا بودند.
شکلهای واژه
- plural
- sights
هممعنیها (انگلیسی)
- vision
- view
- eyesight
متضادها (انگلیسی)
- blindness
ترکیبهای رایج
- at first sight
- lose sight of
- a beautiful sight
یادداشت کاربرد
دید هم به معنی بینایی و هم به معنی منظره است.