انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
silent
خموش به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خموش
- ساکت
- آرام
معنی و کاربرد
خموش
adjective — صفتEnglish meaningNot speaking; making no sound.
He remained silent all evening.
او تمام شب خموش ماند.
The room was silent.
اتاق ساکت بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- quiet
- mute
متضادها (انگلیسی)
- noisy
- talkative
ترکیبهای رایج
- keep silent