انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
silk
ابریشم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ابریشم
- بریشم
- حریر
معنی و کاربرد
ابریشم
noun — اسمEnglish meaningA fine, soft, lustrous fiber produced by silkworms; silk.
الیاف نرم و براق
The dress was made of silk.
لباس از ابریشم ساخته شده بود.
Silk is prized for its softness.
ابریشم به خاطر نرمیاش ارزشمند است.
هممعنیها (انگلیسی)
- silken fabric
ترکیبهای رایج
- silk road
یادداشت کاربرد
بریشم صورت دیگری از ابریشم است.
واژههای مرتبط
- silkworm