پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

silken

حریری به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • حریری
  • ابریشمی

معنی و کاربرد

  1. حریری

    adjective — صفت
    English meaning

    Made of silk; soft and smooth like silk.

    از جنس ابریشم یا نرم مانند آن

    • She wore a silken scarf.

      او شال‌گردن حریری پوشید.

    • The silken fabric felt cool.

      پارچهٔ حریری خنک به نظر می‌رسید.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • silk
  • smooth

یادداشت کاربرد

حریری هم صفت است و هم نام خانوادگی.

واژه‌های مرتبط