پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

simple

ساده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ساده
  • آسان
  • بی‌آلایش

معنی و کاربرد

  1. ساده

    adjective — صفت
    English meaning

    Easily understood or done; not complicated.

    در توصیف آسانی و بی‌پیچیدگی

    • The instructions are simple.

      دستورالعمل‌ها ساده هستند.

    • She wore a simple dress.

      او لباس ساده‌ای پوشیده بود.

شکل‌های واژه

comparative
simpler
superlative
simplest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • easy
  • plain
  • uncomplicated

متضادها (انگلیسی)

  • complex
  • complicated

ترکیب‌های رایج

  • simple question
  • keep it simple
  • simple life

واژه‌های مرتبط