پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

skin

پوست به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پوست
  • جلد

معنی و کاربرد

  1. پوست

    noun — اسم
    English meaning

    The thin layer of tissue forming the outer covering of the body.

    لایه بیرونی بدن

    • Protect your skin from the sun.

      از پوستت در برابر آفتاب محافظت کن.

    • She has fair skin.

      او پوست روشنی دارد.

  2. پوست

    noun — اسم
    English meaning

    The outer covering of a fruit or vegetable.

    پوشش بیرونی میوه یا سبزی

    • He threw the banana peel away.

      او پوست موز را دور انداخت.

    • Potato peel can be fried.

      پوست سیب‌زمینی را می‌توان سرخ کرد.

شکل‌های واژه

plural
skins

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • hide
  • epidermis

واژه‌های مرتبط