پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

slip

لغزش به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • لغزش
  • سرخوردگی
  • خطا

معنی و کاربرد

  1. لغزش

    noun — اسم
    English meaning

    A minor error or failure, especially a moral or behavioral lapse.

    خطای کوچک یا انحراف

    • It was just a slip of the tongue.

      فقط لغزش زبان بود.

    • A single slip can ruin everything.

      یک لغزش می‌تواند همه‌چیز را خراب کند.

    • He apologized for his slip.

      او برای لغزش خود عذرخواهی کرد.

  2. سرخوردن

    noun — اسم
    English meaning

    An act of sliding or losing one's balance on a surface.

    سرخوردن روی زمین

    • She had a slip on the ice.

      او روی یخ سر خورد.

    • A slip on the wet floor hurt his leg.

      سرخوردن روی زمین خیس پای او را آزرد.

شکل‌های واژه

plural
slips

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • lapse
  • mistake
  • trip

ترکیب‌های رایج

  • slip of the tongue
  • a slip on the ice

یادداشت کاربرد

لغزش هم به خطای کوچک و هم به سرخوردن اشاره دارد.

واژه‌های مرتبط

  • slide