انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
small
کوچک به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کوچک
- خرد
- کم
معنی و کاربرد
کوچک
adjective — صفتEnglish meaningOf a size that is less than normal or usual; little in amount.
چیزی که اندازه یا مقدارش اندک است
They live in a small house.
آنها در خانهای کوچک زندگی میکنند.
Only a small number came.
تنها شمار کمی آمدند.
شکلهای واژه
- comparative
- smaller
- superlative
- smallest
هممعنیها (انگلیسی)
- little
- tiny
- minor
متضادها (انگلیسی)
- large
- big
ترکیبهای رایج
- small talk
- small change
- small business