پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

small

کوچک به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کوچک
  • خرد
  • کم

معنی و کاربرد

  1. کوچک

    adjective — صفت
    English meaning

    Of a size that is less than normal or usual; little in amount.

    چیزی که اندازه یا مقدارش اندک است

    • They live in a small house.

      آن‌ها در خانه‌ای کوچک زندگی می‌کنند.

    • Only a small number came.

      تنها شمار کمی آمدند.

شکل‌های واژه

comparative
smaller
superlative
smallest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • little
  • tiny
  • minor

متضادها (انگلیسی)

  • large
  • big

ترکیب‌های رایج

  • small talk
  • small change
  • small business

واژه‌های مرتبط