انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
small
خرده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خرده
- کوچک
- کم
معنی و کاربرد
خرده
adjective — صفتEnglish meaningSmall in size, amount, or degree.
وصف چیزی کوچک یا کم
He made some small changes to the plan.
او خرده تغییراتی در طرح داد.
She bought a small gift for him.
او هدیهای کوچک برایش خرید.
خرده
noun — اسمEnglish meaningA tiny piece or fragment of something.
تکهٔ کوچک و ریز
There were crumbs of bread on the table.
خردههای نان روی میز بود.
He brushed off the bits of dust.
او خردههای گردوخاک را پاک کرد.
شکلهای واژه
- comparative
- smaller
- superlative
- smallest
هممعنیها (انگلیسی)
- little
- tiny
- minor
متضادها (انگلیسی)
- large
- big
ترکیبهای رایج
- small piece
- small amount
- a few crumbs
یادداشت کاربرد
خرده هم صفت کوچک و کم و هم اسم به معنای تکهٔ ریز است.