پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

small

خرده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خرده
  • کوچک
  • کم

معنی و کاربرد

  1. خرده

    adjective — صفت
    English meaning

    Small in size, amount, or degree.

    وصف چیزی کوچک یا کم

    • He made some small changes to the plan.

      او خرده تغییراتی در طرح داد.

    • She bought a small gift for him.

      او هدیه‌ای کوچک برایش خرید.

  2. خرده

    noun — اسم
    English meaning

    A tiny piece or fragment of something.

    تکهٔ کوچک و ریز

    • There were crumbs of bread on the table.

      خرده‌های نان روی میز بود.

    • He brushed off the bits of dust.

      او خرده‌های گردوخاک را پاک کرد.

شکل‌های واژه

comparative
smaller
superlative
smallest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • little
  • tiny
  • minor

متضادها (انگلیسی)

  • large
  • big

ترکیب‌های رایج

  • small piece
  • small amount
  • a few crumbs

یادداشت کاربرد

خرده هم صفت کوچک و کم و هم اسم به معنای تکهٔ ریز است.

واژه‌های مرتبط