انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
snow
برف به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برف
معنی و کاربرد
برف
noun — اسمEnglish meaningFrozen water vapor that falls from clouds in soft white flakes.
بارش زمستانی
The snow covered the streets.
برف خیابانها را پوشاند.
Children were playing in the snow.
بچهها در برف بازی میکردند.
هممعنیها (انگلیسی)
- snowfall
ترکیبهای رایج
- heavy snow
- snow falls