پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

sociable

آمیزگار به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • آمیزگار
  • خوش‌برخورد
  • معاشرتی

معنی و کاربرد

  1. آمیزگار

    adjective — صفت
    English meaning

    Fond of mingling with others; friendly and sociable (archaic).

    اهل معاشرت و خوش‌برخورد

    • He was a sociable and kind man.

      او مردی آمیزگار و مهربان بود.

    • She is sociable with everyone.

      او با همه آمیزگار است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • friendly
  • outgoing

متضادها (انگلیسی)

  • unsociable

یادداشت کاربرد

واژه‌ای ادبی به معنای اهل معاشرت و خوش‌برخورد.

واژه‌های مرتبط