انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
sociable
آمیزگار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- آمیزگار
- خوشبرخورد
- معاشرتی
معنی و کاربرد
آمیزگار
adjective — صفتEnglish meaningFond of mingling with others; friendly and sociable (archaic).
اهل معاشرت و خوشبرخورد
He was a sociable and kind man.
او مردی آمیزگار و مهربان بود.
She is sociable with everyone.
او با همه آمیزگار است.
هممعنیها (انگلیسی)
- friendly
- outgoing
متضادها (انگلیسی)
- unsociable
یادداشت کاربرد
واژهای ادبی به معنای اهل معاشرت و خوشبرخورد.