پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

soft

نرم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نرم
  • ملایم
  • لطیف

معنی و کاربرد

  1. نرم

    adjective — صفت
    English meaning

    Easy to mold, cut, compress, or fold; not hard or firm.

    در ملایمت و لطافت

    • The pillow is soft.

      بالش نرم است.

    • She spoke in a soft voice.

      او با صدای ملایمی سخن گفت.

شکل‌های واژه

comparative
softer
superlative
softest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • gentle
  • tender
  • supple

متضادها (انگلیسی)

  • hard
  • rough

ترکیب‌های رایج

  • soft voice
  • soft skin
  • soft drink

واژه‌های مرتبط