پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

soil

خاک به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خاک
  • زمین
  • تراب

معنی و کاربرد

  1. خاک

    noun — اسم
    English meaning

    The upper layer of earth in which plants grow; dirt.

    زمین و روییدنی

    • The soil here is very fertile.

      خاک اینجا بسیار حاصلخیز است.

    • He planted the seeds in the soil.

      او دانه‌ها را در خاک کاشت.

    • The soil was dry after weeks without rain.

      خاک بعد از هفته‌ها بی‌بارانی خشک بود.

  2. خاک (گرد و غبار)

    noun — اسم
    English meaning

    Dust or dirt on a surface.

    گرد و غبار

    • There was dust on the old books.

      روی کتاب‌های کهنه خاک نشسته بود.

    • She wiped the dust off the table.

      او خاک را از میز پاک کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • earth
  • dirt
  • ground

ترکیب‌های رایج

  • fertile soil
  • soil erosion
  • native soil

یادداشت کاربرد

خاک در فارسی هم به زمین روییدنی و هم به گرد و غبار گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط