انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
soldier
سرباز به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سرباز
- نظامی
- رزمنده
معنی و کاربرد
سرباز
noun — اسمEnglish meaningA person who serves in an army.
کسی که در ارتش خدمت میکند
The soldier stood guard.
سرباز نگهبانی میداد.
Soldiers marched through the city.
سربازان از میان شهر رژه رفتند.
شکلهای واژه
- plural
- سربازها
هممعنیها (انگلیسی)
- warrior
- trooper
- private
متضادها (انگلیسی)
- civilian
ترکیبهای رایج
- soldier on