پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

soul

روح به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • روح
  • جان
  • نفس
  • روان

معنی و کاربرد

  1. روح

    noun — اسم
    English meaning

    The spiritual part of a person, believed to survive death.

    در امور معنوی و دینی

    • Many believe the soul lives on after death.

      بسیاری باور دارند که روح پس از مرگ زنده می‌ماند.

    • She prayed for the peace of his soul.

      او برای آرامش روح او دعا کرد.

  2. روح

    noun — اسم
    English meaning

    The spirit, energy, or essence of something.

    در معنای جان و جوهر

    • Music is the soul of the party.

      موسیقی روح مهمانی است.

    • He put his whole soul into the work.

      او تمام جانش را در کار گذاشت.

شکل‌های واژه

plural
souls

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • spirit
  • psyche
  • essence

متضادها (انگلیسی)

  • body

ترکیب‌های رایج

  • body and soul
  • soul mate

واژه‌های مرتبط