پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

specific

مشخص به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مشخص
  • معین
  • روشن

معنی و کاربرد

  1. مشخص

    adjective — صفت
    English meaning

    Clearly defined or identified; particular.

    در معنای معلوم و معین

    • Give me a specific example.

      یک مثال مشخص بزن.

    • We need a specific time for the meeting.

      به زمانی مشخص برای جلسه نیاز داریم.

  2. مشخص

    adjective — صفت
    English meaning

    Clear and definite; not vague.

    در معنای واضح بودن

    • His answer was clear and specific.

      پاسخ او روشن و مشخص بود.

    • We need to be more specific.

      باید مشخص‌تر باشیم.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • particular
  • definite
  • precise

متضادها (انگلیسی)

  • general
  • vague

ترکیب‌های رایج

  • specific purpose
  • specific example

واژه‌های مرتبط