انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
specific
مشخصی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مشخصی
- خاص
معنی و کاربرد
مشخصی
adjective — صفتEnglish meaningClearly defined or identified; particular.
معین و معینشده
We need a specific answer.
ما به پاسخی مشخص نیاز داریم.
He has a specific plan in mind.
او نقشهٔ مشخصی در ذهن دارد.
هممعنیها (انگلیسی)
- particular
- definite
- certain
متضادها (انگلیسی)
- general
- vague
ترکیبهای رایج
- specific purpose
- specific example
واژههای مرتبط
- specify
- specifics