پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

sphere

کره به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کره
  • گوی
  • سیاره

معنی و کاربرد

  1. کره

    noun — اسم
    English meaning

    A perfectly round three-dimensional shape; a globe.

    • The earth is a sphere.

      زمین یک کره است.

    • The ball is a perfect sphere.

      توپ کره‌ای کامل است.

  2. کره

    noun — اسم
    English meaning

    A soft yellow dairy product made from cream.

    • She spread butter on the bread.

      او روی نان کره مالید.

    • I bought a pack of butter.

      من یک بسته کره خریدم.

شکل‌های واژه

plural
spheres

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • globe
  • orb
  • butter

ترکیب‌های رایج

  • perfect sphere
  • sphere of influence

یادداشت کاربرد

کره هم به معنای شکل گرد و هم به معنای کرهٔ خوراکی است.

واژه‌های مرتبط

  • globe