انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
spiritual
روحی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- روحی
- معنوی
- روانی
معنی و کاربرد
روحی
adjective — صفتEnglish meaningRelating to the spirit or soul, not physical.
درباره حالات درونی و روان
He needed spiritual support.
او به حمایت روحی نیاز داشت.
The music gave her spiritual peace.
موسیقی به او آرامش روحی داد.
هممعنیها (انگلیسی)
- mental
- inner
متضادها (انگلیسی)
- physical
- bodily
ترکیبهای رایج
- spiritual peace