انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
spoiled
لوس به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- لوس
- نازپرورده
- بچگانه
معنی و کاربرد
لوس
adjective — صفتEnglish meaningBehaving badly because one has always been given whatever one wanted.
کسی که بیش از حد نازپرورده شده است
The spoiled child refused to share.
کودک لوس از تقسیم کردن سر باز زد.
He acts spoiled around his family.
او نزد خانوادهاش لوس رفتار میکند.
بیمزه
adjective — صفتEnglish meaningToo sweet or cloying, especially of food or a manner.
بیش از حد شیرین یا ملایم
The dessert was too sweet and spoiled.
دسر بیش از حد شیرین و لوس بود.
She spoke in a spoiled tone.
او با لحنی لوس سخن گفت.
هممعنیها (انگلیسی)
- pampered
- bratty
متضادها (انگلیسی)
- disciplined
ترکیبهای رایج
- spoiled child
- spoiled brat
یادداشت کاربرد
لوس هم برای فرد نازپرورده و بدرفتار و هم برای مزهٔ بیشازحد شیرین به کار میرود.