پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

spoiled

لوس به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • لوس
  • نازپرورده
  • بچگانه

معنی و کاربرد

  1. لوس

    adjective — صفت
    English meaning

    Behaving badly because one has always been given whatever one wanted.

    کسی که بیش از حد نازپرورده شده است

    • The spoiled child refused to share.

      کودک لوس از تقسیم کردن سر باز زد.

    • He acts spoiled around his family.

      او نزد خانواده‌اش لوس رفتار می‌کند.

  2. بی‌مزه

    adjective — صفت
    English meaning

    Too sweet or cloying, especially of food or a manner.

    بیش از حد شیرین یا ملایم

    • The dessert was too sweet and spoiled.

      دسر بیش از حد شیرین و لوس بود.

    • She spoke in a spoiled tone.

      او با لحنی لوس سخن گفت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • pampered
  • bratty

متضادها (انگلیسی)

  • disciplined

ترکیب‌های رایج

  • spoiled child
  • spoiled brat

یادداشت کاربرد

لوس هم برای فرد نازپرورده و بدرفتار و هم برای مزهٔ بیش‌ازحد شیرین به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط