پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

spy

متجسس به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • متجسس
  • جاسوس
  • خبرچین

معنی و کاربرد

  1. جاسوس

    noun — اسم
    English meaning

    A person who secretly collects and reports information about others.

    کسی که پنهانی خبر می‌گیرد

    • The spy gathered secret information.

      متجسس اطلاعات محرمانه جمع کرد.

    • They caught an enemy spy.

      آن‌ها یک جاسوس دشمن را گرفتند.

شکل‌های واژه

plural
spies

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • mole
  • informer
  • agent

ترکیب‌های رایج

  • spy network
  • secret spy

واژه‌های مرتبط