پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

stable

باثبات به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • باثبات
  • پایدار
  • استوار

معنی و کاربرد

  1. باثبات

    adjective — صفت
    English meaning

    Firmly established and not likely to change; stable.

    کیفیت

    • The country has a stable government.

      کشور دولتی باثبات دارد.

    • Prices remained stable.

      قیمت‌ها باثبات ماند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • steady
  • secure
  • firm

متضادها (انگلیسی)

  • unstable
  • volatile

ترکیب‌های رایج

  • stable economy