انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
standing
سرپا به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سرپا
- ایستاده
- بهپا
معنی و کاربرد
سرپا
adjective — صفتEnglish meaningStanding upright on one's feet; erect, or still standing.
ایستاده روی پاها
He remained standing for hours.
او ساعتها سرپا ماند.
The old wall is still standing.
دیوار کهنه هنوز سرپا است.
هممعنیها (انگلیسی)
- upright
- erect
متضادها (انگلیسی)
- lying