پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

standing

سرپا به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سرپا
  • ایستاده
  • به‌پا

معنی و کاربرد

  1. سرپا

    adjective — صفت
    English meaning

    Standing upright on one's feet; erect, or still standing.

    ایستاده روی پاها

    • He remained standing for hours.

      او ساعت‌ها سرپا ماند.

    • The old wall is still standing.

      دیوار کهنه هنوز سرپا است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • upright
  • erect

متضادها (انگلیسی)

  • lying

واژه‌های مرتبط