پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

staring

خیرگی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خیرگی
  • خیره‌شدن

معنی و کاربرد

  1. خیرگی

    noun — اسم
    English meaning

    The act of looking fixedly at someone or something for a long time.

    نگاه ثابت و طولانی

    • His staring made her uncomfortable.

      خیرگی او باعث ناراحتی‌اش شد.

    • The child's staring lasted a moment.

      خیره‌شدن کودک لحظه‌ای طول کشید.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • gazing
  • gawking

ترکیب‌های رایج

  • blank stare

واژه‌های مرتبط

  • stare