انگلیسیبه فارسیverb — فعل
stick
چسباندن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- چسباندن
- چسبانیدن
- الصاق کردن
معنی و کاربرد
چسباندن
verb — فعلEnglish meaningTo attach or fasten something using glue or another adhesive.
چسباندن چیزی به چیزی دیگر
Stick the label on the box.
برچسب را روی جعبه بچسبان.
He stuck the photo to the wall.
او عکس را به دیوار چسباند.
شکلهای واژه
- past
- چسباند
هممعنیها (انگلیسی)
- glue
- attach
- affix
متضادها (انگلیسی)
- detach
ترکیبهای رایج
- stick together
- stick on