پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

stick

چسباندن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • چسباندن
  • چسبانیدن
  • الصاق کردن

معنی و کاربرد

  1. چسباندن

    verb — فعل
    English meaning

    To attach or fasten something using glue or another adhesive.

    چسباندن چیزی به چیزی دیگر

    • Stick the label on the box.

      برچسب را روی جعبه بچسبان.

    • He stuck the photo to the wall.

      او عکس را به دیوار چسباند.

شکل‌های واژه

past
چسباند

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • glue
  • attach
  • affix

متضادها (انگلیسی)

  • detach

ترکیب‌های رایج

  • stick together
  • stick on