انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
sting
نیش به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نیش
- گزیدگی
- نیش زنبور
معنی و کاربرد
نیش
noun — اسمEnglish meaningA sharp organ or wound made by an insect or animal; a painful wound.
گزیدن حشره یا جانور
The bee's sting hurt for hours.
نیش زنبور ساعتها درد کرد.
He felt the sting of her words.
او نیش سخنانش را احساس کرد.
شکلهای واژه
- related verb
- نیش زدن
هممعنیها (انگلیسی)
- bite
- prick
ترکیبهای رایج
- bee sting
- the sting of criticism
یادداشت کاربرد
نیش هم گزش حشره و هم به معنای مجازی سخن گزنده است.
واژههای مرتبط
- گزیدن
- نیشتر