پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

stingy

ممسک به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ممسک
  • خسیس
  • بخیل

معنی و کاربرد

  1. ممسک

    adjective — صفت
    English meaning

    Unwilling to give or spend money; miserly.

    در خرج کردن بسیار تنگ‌دست

    • He is too stingy to buy a gift.

      او آن‌قدر خسیس است که هدیه نمی‌خرد.

    • Don't be so stingy with the food.

      در مورد غذا این‌قدر ممسک نباش.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • miserly
  • tightfisted
  • cheap

متضادها (انگلیسی)

  • generous

ترکیب‌های رایج

  • stingy with money
  • too stingy

واژه‌های مرتبط