انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
stipend
مقرری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مقرری
- حقوق
- وظیفه
معنی و کاربرد
مقرری
noun — اسمEnglish meaningA fixed regular sum paid as a salary or allowance.
حقوق ثابتی که منظم پرداخت میشود
He receives a monthly stipend.
او ماهانه مقرری دریافت میکند.
The scholarship includes a small stipend.
این بورس شامل مقرری ناچیزی است.
شکلهای واژه
- plural
- stipends
هممعنیها (انگلیسی)
- allowance
- salary
- payment
ترکیبهای رایج
- monthly stipend
- pay a stipend
یادداشت کاربرد
مقرری حقوق یا وظیفهٔ ثابتی است که بهطور منظم پرداخت میشود.