پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

stipulated

مقرر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مقرر
  • تعیین‌شده
  • مشخص

معنی و کاربرد

  1. مقرر

    adjective — صفت
    English meaning

    Fixed or agreed as a condition; arranged in advance.

    دربارهٔ شرط یا مبلغ تعیین‌شده

    • The payment was made on the stipulated date.

      پرداخت در تاریخ مقرر انجام شد.

    • The agreed fee must be paid.

      دستمزد مقرر باید پرداخت شود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • fixed
  • appointed
  • agreed

متضادها (انگلیسی)

  • unfixed
  • optional

ترکیب‌های رایج

  • as stipulated
  • stipulated amount

واژه‌های مرتبط