انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
stipulated
مقرر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مقرر
- تعیینشده
- مشخص
معنی و کاربرد
مقرر
adjective — صفتEnglish meaningFixed or agreed as a condition; arranged in advance.
دربارهٔ شرط یا مبلغ تعیینشده
The payment was made on the stipulated date.
پرداخت در تاریخ مقرر انجام شد.
The agreed fee must be paid.
دستمزد مقرر باید پرداخت شود.
هممعنیها (انگلیسی)
- fixed
- appointed
- agreed
متضادها (انگلیسی)
- unfixed
- optional
ترکیبهای رایج
- as stipulated
- stipulated amount
واژههای مرتبط
- agree
- fix