پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

stitch

بخیه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بخیه
  • کوک

معنی و کاربرد

  1. بخیه

    noun — اسم
    English meaning

    A loop of thread used to join or repair cloth or skin.

    حلقه‌ای از نخ برای دوختن پارچه یا پوست

    • The doctor put in three stitches.

      پزشک سه بخیه زد.

    • I sewed a stitch in the shirt.

      من کوکی در پیراهن زدم.

شکل‌های واژه

plural
stitches

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • suture
  • seam

یادداشت کاربرد

بخیه به کوک دوخت یا بخیه پزشکی گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط

  • suture