انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
stitch
بخیه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بخیه
- کوک
معنی و کاربرد
بخیه
noun — اسمEnglish meaningA loop of thread used to join or repair cloth or skin.
حلقهای از نخ برای دوختن پارچه یا پوست
The doctor put in three stitches.
پزشک سه بخیه زد.
I sewed a stitch in the shirt.
من کوکی در پیراهن زدم.
شکلهای واژه
- plural
- stitches
هممعنیها (انگلیسی)
- suture
- seam
یادداشت کاربرد
بخیه به کوک دوخت یا بخیه پزشکی گفته میشود.
واژههای مرتبط
- suture