پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

stop

توقف به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • توقف
  • ایست
  • درنگ

معنی و کاربرد

  1. توقف

    noun — اسم
    English meaning

    An act of stopping or a place where a vehicle stops.

    ایست و درنگ

    • The bus made a brief stop.

      اتوبوس توقف کوتاهی کرد.

    • We spent the night at a small stop.

      شب را در ایستگاهی کوچک گذراندیم.

    • There was a stop in the traffic.

      در ترافیک توقفی پیش آمد.

  2. توقف (فعل: متوقف کردن)

    verb — فعل
    English meaning

    To cease moving or to bring something to an end.

    بازداشتن

    • The train stopped at the station.

      قطار در ایستگاه توقف کرد.

    • Please stop talking.

      خواهش می‌کنم از حرف زدن دست بردار.

شکل‌های واژه

plural
stops

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • halt
  • pause
  • break

متضادها (انگلیسی)

  • start
  • continue

ترکیب‌های رایج

  • bus stop
  • stop by
  • come to a stop

واژه‌های مرتبط