انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
straight
راست به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- راست
- مستقیم
معنی و کاربرد
راست
adjective — صفتEnglish meaningExtending in a line without a bend or curve; also honest and correct.
چیزی که خم یا کج نیست
Draw a straight line from here to there.
از اینجا تا آنجا یک خط راست بکش.
He gave a straight answer.
او پاسخ راستی داد.
شکلهای واژه
- comparative
- straighter
- superlative
- straightest
هممعنیها (انگلیسی)
- direct
- upright
- honest
متضادها (انگلیسی)
- crooked
- bent
ترکیبهای رایج
- straight line
- straight ahead
- straight answer
یادداشت کاربرد
راست هم جهت مخالف چپ و هم بهمعنای درست و صادق است.