پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

stubborn

سمج به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سمج
  • لجباز
  • سرسخت

معنی و کاربرد

  1. سمج

    adjective — صفت
    English meaning

    Persisting in a course of action despite difficulty; obstinate.

    لجبازی و پافشاری

    • He is too stubborn to change his mind.

      آنقدر سمج است که نظرش را عوض نمی‌کند.

    • The stubborn child refused to eat.

      کودک سمج از خوردن امتناع کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • obstinate
  • headstrong
  • tenacious

متضادها (انگلیسی)

  • yielding
  • flexible

ترکیب‌های رایج

  • stubborn as a mule

واژه‌های مرتبط