پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

stupid

خنگ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خنگ
  • احمق
  • کودن

معنی و کاربرد

  1. خنگ

    adjective — صفت
    English meaning

    Lacking intelligence or common sense; foolish.

    کم‌هوش و نادان

    • That was a stupid mistake.

      آن اشتباهی خنگ بود.

    • Do not act stupid.

      خنگ بازی درنیار.

شکل‌های واژه

comparative
stupider

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • foolish
  • dense
  • dull

متضادها (انگلیسی)

  • clever
  • intelligent

ترکیب‌های رایج

  • stupid mistake
  • stupid question

واژه‌های مرتبط