انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
sturdy
تناور به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تناور
- تنومند
- قوی
معنی و کاربرد
تناور
adjective — صفتEnglish meaningStrongly built; robust and solid.
درخت تناور
A sturdy tree stood in the yard.
درختی تناور در حیاط ایستاده بود.
He has a sturdy build.
او هیکلی تنومند دارد.
هممعنیها (انگلیسی)
- robust
- strong
متضادها (انگلیسی)
- frail
ترکیبهای رایج
- sturdy build