انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
subdued
مقهور به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مقهور
- شکستخورده
- مغلوب
معنی و کاربرد
مقهور
adjective — صفتEnglish meaningOvercome or defeated by a stronger force.
مغلوب و از پا افتاده
The army was subdued after a long battle.
ارتش پس از نبردی طولانی مقهور شد.
He felt subdued by his opponent.
او خود را مقهور حریفش حس کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- defeated
- vanquished
- overcome
متضادها (انگلیسی)
- victorious
ترکیبهای رایج
- subdued by force
- feel subdued
واژههای مرتبط
- defeat
- conquer