پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

subject to

دست‌خوش به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • دستخوش
  • گرفتار
  • دچار

معنی و کاربرد

  1. دست‌خوش

    adjective — صفت
    English meaning

    Exposed or vulnerable to something, especially something unpleasant.

    در باب دچار شدن

    • The plan is subject to change.

      طرح دست‌خوش تغییر است.

    • He fell victim to rumors.

      او دست‌خوش شایعات شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • vulnerable to
  • prone to

ترکیب‌های رایج

  • subject to change

یادداشت کاربرد

معمولا در ترکیب «دست‌خوش چیزی شدن» به‌کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط

  • دست