انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
submerged
غرقه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- غرقه
- غرق
- زیر آب
معنی و کاربرد
غرقه
adjective — صفتEnglish meaningCompletely under water or covered by water.
فرو رفته در آب
The fields were submerged after the rain.
زمینها پس از باران غرقه شدند.
The boat was almost submerged.
قایق تقریبا غرقه شده بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- immersed
- flooded
- sunken
متضادها (انگلیسی)
- afloat
- dry
ترکیبهای رایج
- submerged in water
واژههای مرتبط
- submerge