پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

submerged

غرقه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • غرقه
  • غرق
  • زیر آب

معنی و کاربرد

  1. غرقه

    adjective — صفت
    English meaning

    Completely under water or covered by water.

    فرو رفته در آب

    • The fields were submerged after the rain.

      زمین‌ها پس از باران غرقه شدند.

    • The boat was almost submerged.

      قایق تقریبا غرقه شده بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • immersed
  • flooded
  • sunken

متضادها (انگلیسی)

  • afloat
  • dry

ترکیب‌های رایج

  • submerged in water

واژه‌های مرتبط

  • submerge