پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

subordinate

تابع به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تابع
  • زیردست
  • فرودست

معنی و کاربرد

  1. تابع

    noun — اسم
    English meaning

    A person under the authority or control of another.

    کسی که تحت فرمان دیگری است

    • He treated his subordinates with respect.

      او با زیردستانش با احترام رفتار می‌کرد.

    • The manager briefed his subordinates.

      مدیر زیردستانش را توجیه کرد.

  2. وابسته

    adjective — صفت
    English meaning

    Lower in rank or importance; secondary.

    در جایگاه پایین‌تر و وابسته

    • This is a subordinate issue.

      این مسئله‌ای وابسته و کم‌اهمیت است.

    • A subordinate clause cannot stand alone.

      یک بند وابسته نمی‌تواند مستقل باشد.

شکل‌های واژه

plural
subordinates

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • inferior
  • junior
  • dependent

متضادها (انگلیسی)

  • superior
  • boss

ترکیب‌های رایج

  • subordinate to
  • subordinate clause
  • direct subordinate

یادداشت کاربرد

تابع هم اسم (زیردست) و هم صفت (وابسته) است.

واژه‌های مرتبط

  • depend