انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
subordinate
تابع به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تابع
- زیردست
- فرودست
معنی و کاربرد
تابع
noun — اسمEnglish meaningA person under the authority or control of another.
کسی که تحت فرمان دیگری است
He treated his subordinates with respect.
او با زیردستانش با احترام رفتار میکرد.
The manager briefed his subordinates.
مدیر زیردستانش را توجیه کرد.
وابسته
adjective — صفتEnglish meaningLower in rank or importance; secondary.
در جایگاه پایینتر و وابسته
This is a subordinate issue.
این مسئلهای وابسته و کماهمیت است.
A subordinate clause cannot stand alone.
یک بند وابسته نمیتواند مستقل باشد.
شکلهای واژه
- plural
- subordinates
هممعنیها (انگلیسی)
- inferior
- junior
- dependent
متضادها (انگلیسی)
- superior
- boss
ترکیبهای رایج
- subordinate to
- subordinate clause
- direct subordinate
یادداشت کاربرد
تابع هم اسم (زیردست) و هم صفت (وابسته) است.
واژههای مرتبط
- depend