انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
subsequent
تالی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تالی
- پسین
- بعدی
معنی و کاربرد
تالی
adjective — صفتEnglish meaningComing after something else in time or order.
پس از چیزی و در پی آن
The subsequent chapters explain the theory.
فصلهای تالی این نظریه را توضیح میدهند.
Subsequent events proved him right.
رویدادهای تالی درستی او را ثابت کرد.
The first meeting was followed by subsequent talks.
نشست نخست با گفتوگوهای تالی دنبال شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- following
- later
- succeeding
متضادها (انگلیسی)
- previous
- prior
- preceding
ترکیبهای رایج
- subsequent to
- subsequent events
یادداشت کاربرد
تالی در فارسی به معنای پسین و پس از چیزی است.