پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

subsequent

تالی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تالی
  • پسین
  • بعدی

معنی و کاربرد

  1. تالی

    adjective — صفت
    English meaning

    Coming after something else in time or order.

    پس از چیزی و در پی آن

    • The subsequent chapters explain the theory.

      فصل‌های تالی این نظریه را توضیح می‌دهند.

    • Subsequent events proved him right.

      رویدادهای تالی درستی او را ثابت کرد.

    • The first meeting was followed by subsequent talks.

      نشست نخست با گفت‌وگوهای تالی دنبال شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • following
  • later
  • succeeding

متضادها (انگلیسی)

  • previous
  • prior
  • preceding

ترکیب‌های رایج

  • subsequent to
  • subsequent events

یادداشت کاربرد

تالی در فارسی به معنای پسین و پس از چیزی است.

واژه‌های مرتبط