پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

successor

جانشین به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • جانشین
  • خلف
  • قائم‌مقام

معنی و کاربرد

  1. جانشین

    noun — اسم
    English meaning

    A person who follows another in an office, position, or role.

    کسی که پس از دیگری می‌آید

    • He was named successor to the manager.

      او جانشین مدیر معرفی شد.

    • The king chose his son as his successor.

      پادشاه پسرش را جانشین خود کرد.

شکل‌های واژه

plural
successors

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • heir
  • replacement
  • follower

متضادها (انگلیسی)

  • predecessor

ترکیب‌های رایج

  • appoint a successor
  • rightful successor

واژه‌های مرتبط